خرید بک لینک

درباره سایت

اثر

امکانات وب

دلم خوش است ميان شكنجه ی پاييز
چه باشم و چه نباشم، بهار در راه است

برچسب: نویسنده: پرنیا رضاپور تاريخ: دوشنبه 5 اسفند 1398 ساعت: 22:31

هر کسی نغمه خود خواند و از صحنه رود

صحنه پیوسته به جاست

خرم آن نغمه، میان من و تو ماند و بس

برچسب: نویسنده: پرنیا رضاپور تاريخ: دوشنبه 5 اسفند 1398 ساعت: 22:31

رسيدم

اما نشدم

و مگر نه اين است كه گفت:

كربلا به رفتن نيست؛ به شدن است

خوش به حال تو كه نيامدى...

برچسب: نویسنده: پرنیا رضاپور تاريخ: پنجشنبه 13 دی 1397 ساعت: 17:03

تعريف امشب را از احمد شنيدم:

و زنجره زنجيره ى   بلورين   صدايش را ببافت...

برچسب: نویسنده: پرنیا رضاپور تاريخ: پنجشنبه 13 دی 1397 ساعت: 17:03

پسرم شادى اين قوم فراهم نشود

تارى از موى حسين بن على كم نشود

تير، حس كردى اگر سوى پدر مى آيد

كار از دست تو از حلق تو بر مى آيد

خطرى بود اگر چاره خودت پيدا كن

قد بكش حنجره ات را سپر   بابا   كن

برچسب: نویسنده: پرنیا رضاپور تاريخ: پنجشنبه 13 دی 1397 ساعت: 17:03

مرا عهدی است با جانان که تا جان در بدن دارم

هواداران کویش را چو جان خویشتن دارم...

+ نوشته شده در جمعه ۵ دی ۱۳۹۳ساعت 21:37 توسط فرهاد اسماعیلی |

برچسب: جانان, نویسنده: پرنیا رضاپور تاريخ: شنبه 4 شهريور 1396 ساعت: 4:41

دهانش همیشه آبستن بود. مادر حرامزاده هایی بود که هر روز برای ماموریتی اعزام می شدند...

+ نوشته شده در سه شنبه ۸ اردیبهشت ۱۳۹۴ساعت 23:27 توسط فرهاد اسماعیلی |

برچسب: آبستن, نویسنده: پرنیا رضاپور تاريخ: شنبه 4 شهريور 1396 ساعت: 4:41

روزگارى من و دل ساكن كويى بوديم

ساكن كوى بت عربده جويى بوديم...

برچسب: عربده, نویسنده: پرنیا رضاپور تاريخ: شنبه 4 شهريور 1396 ساعت: 4:41

بی تو، اینجا
همه در حبس ابد تبعیدند!

سالها
هجری و شمسی
همه بی خورشیدند!

سیر تقویم جلالی
به جمال تو خوش است
فصلها را
همه با فاصلهات سنجیدند

تو بیایی
همهی ساعتها، ثانیهها
از همین روز
همین لحظه، همین دم، عیدند!

+ نوشته شده در چهارشنبه ۴ فروردین ۱۳۹۵ساعت 3:42 توسط فرهاد اسماعیلی |

برچسب: نویسنده: پرنیا رضاپور تاريخ: شنبه 4 شهريور 1396 ساعت: 4:41

تا کینه به دل راه نیابد هر شب

در حافظه ام جشن فراموشی هاست...

برچسب: نویسنده: پرنیا رضاپور تاريخ: شنبه 4 شهريور 1396 ساعت: 4:41

ﺑﺎ ﺳﻼﻡ ﺍﯼ ﺁﻗﺎ
ﺷﺒﺘﺎﻥ ﻣﻬﺘﺎﺑﯽ
ﺭﻭﺯ ﻣﯿﻼﺩ ﺷﻤﺎ ﺩﺭ ﭘﯿﺶ ﺍﺳﺖ
ﻋﺮﺽ ﺗﺒﺮﯾﮏ ﺁﻗﺎ، ﻭ ﮐﻤﯽ ﺑﯿﺘﺎﺑﯽ
ﮐﻮچهﻫﺎ ﻣﻨﺘﻈﺮﻧﺪ
ﺩﺷﺘﻬﺎ ﺣﻮﺻﻠﻪ ﺳﺒﺰﻩ ﻧﺪﺍﺭﻧﺪ ﺩﮔﺮ
ﭘﺲ ﭼﺮﺍ ﺩﯾﺮ ﺁﻗﺎ؟
ﺍﻳﻦ ﻧﻔﺴﻬﺎ ﺑﻪ ﻓﺪﺍﯼ ﮐﻒ ﻧﻌﻠﯿﻦ ﺷﻤﺎ
ﺍﻧﺪﮐﯽ ﺗﻨﺪ ﻗﺪﻡ ﺑﺮﺩﺍﺭﯾﺪ...

+ نوشته شده در یکشنبه ۲ خرداد ۱۳۹۵ساعت 2:34 توسط فرهاد اسماعیلی |

برچسب: نعلین, نویسنده: پرنیا رضاپور تاريخ: شنبه 4 شهريور 1396 ساعت: 4:41

کوتاه ترین داستان دنیا را شنیدم اما نه از ارنست همینگوی:

سه نفر بودیم

شیمیایی زدند

دو تا ماسک داشتیم...

+ نوشته شده در سه شنبه ۷ دی ۱۳۹۵ساعت 0:12 توسط فرهاد اسماعیلی |

برچسب: ماسک, نویسنده: پرنیا رضاپور تاريخ: شنبه 4 شهريور 1396 ساعت: 4:41

من همین یک نفس از جرعه ی جانم باقی است

آخرین جرعه ی این جام تهی را تو بنوش...

+ نوشته شده در سه شنبه ۱ فروردین ۱۳۹۶ساعت 3:17 توسط فرهاد اسماعیلی |

برچسب: جرعه, نویسنده: پرنیا رضاپور تاريخ: شنبه 4 شهريور 1396 ساعت: 4:41

کاربرد حقوق برای روز مباداست.

و امروز هر روزمان روز مباداست...

برچسب: حقوق, نویسنده: پرنیا رضاپور تاريخ: شنبه 4 شهريور 1396 ساعت: 4:41

ای بـرده دلـم بـه غمزه، جـان نیـز ببـر
بـردی دل و جان، نـام و نشـان نیـز ببـر

گـر هیـچ اثر بمانـد از من بـه جهان
تــاخیـر روا مــدار آن نیــز ببـر ......!

+ نوشته شده در شنبه ۴ شهریور ۱۳۹۶ساعت 1:59 توسط فرهاد اسماعیلی |

برچسب: نویسنده: پرنیا رضاپور تاريخ: شنبه 4 شهريور 1396 ساعت: 4:41

صفحه بندی